خرید بک لینک
هیچ ایرانی را سراغ ندارم که از مجروح یا مصدوم شدن هموطنانش غمگین و ناراحت نشود . ایرانیانی که از کودکی با این ابیات که بنی آدم اعضا یکدیگرند بزرگ می شوند امکان ندارد از غم و درد و ناراحتی هم میهنان خود افسروده و ملول نشوند . این را نه در کلام که در عمل ایرانیان ثابت کرده اند . بماند که در چند سال گذشته فشارهای اقتصادی ، برنامه های غلط فرهنگی و اجتماعی ، تحمیل یک سری باورهای دینی ، مسدود کردن راه های حضور مردم در انتخاب سرنوشت سیاسی خود ، محدود کردن فعالیت های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و... موجب شده مردم از هم دور و فرد گرا و حتی منزوی شوند. اما حوادث یک سال اخیر نشان داد، ایرانیان در بزنگاه های تاریخی، با وجود تمام موانع و مشکلات و معضلات، به باورها و آموزه های دیرینه و سنت های ملی و آیئنی خود باز می گردند و از هرگونه ایثار و فداکاری و گذشت نسبت به همدیگر مضایقه نمی کنند .اما ضمن همدردی با هموطنان خود در شیراز ، آنچه در پی حوادثی مشابه حادثه شاهچراغ مردم انتظار می کشند فقط مرثیه سرایی و تجلیل و بزرگداشت نیست . لیکن حاکمیت به جای اینکه پرده از واقعیت بردارد و شفاف سازی کند ، ضمن آنکه سعی دارد این وقایع را به هر شکلی شده به اعتراضات مردم نسبت دهد ، مدام در رسانه ملی مرثیه سرایی می کند و از حادثه بهره برداری نمایشی می کند . چیزی که در طول دو دهه گذشت بیش از قبل باب شده و نمایش و مرثیه سرایی و این و آن را متهم کردن ، جای تعقل و تفکر و تحقیق و اطلاع رسانی شفاف را در حوادث و اتفاقاتی مثل حادثه شیراز گرفته است .اما چیزی که نظام با اصرار می خواهد نبیند و نشنود این است که عصر و روزگار عوض شده و منابع کسب اطلاعات مردم دیگر فقط رسانه ملی نیست و هر ایرانی خیلی راحت و با استفاده از تلفن هم

برچسب: نویسنده: آوا میرزاپور تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 16:47

و اینجا رد پای از انسان نیست و صدای شهر انسان .اینجا کوه و جنگل از پنجره پیداست و از صبح باران بی وقفه می بارد در چران و ابرها لحظه لحظه ، بی شتاب از قله می آیند به سمت روستا و من ، مست از صدای موسیقی باران به روی شیروانی ها در انتظارم تا کوچ کنم وقتی می رسند اینجا ابرها ابرها .

برچسب: نویسنده: آوا میرزاپور تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 12:20

سال هاست که در شب های قدر به این موضوع فکر می کنم چه چیزی در این شب های قدر است که ما باید درک کنیم، ولی متاسفانه از درک ان عاجزیم. البته همیشه به این نتیجه میرسم که تنها با فکر کردن به جواب نخواهم رسید . اما دیشب اتفاقات ساده و جالبی برایم افتاد که کمی موضوع را برایم روشن کرد. اول در راه رفتن به مسجد در مسیری فرعی و خلوت ماشینم تو چاله ای افتاد و یک دفعه ترسیدم اینجا اگر ماشین خراب شود تو این وقت شب چیکار کنم و کسی به دادم نمی رسد. بعد به خودم گفتم که من دارم برای احیا می روم و خدا حفظم می کند. کمی ارام شدم و دوباره فکر کردم الان چون من برای مراسم احیا می روم باید هیچ اتفاقی برایم نیافتد؟ بعد اینکه اگر امشب ماشین من خراب شود و مثلا تا صبح درگیر شوم و به مراسم نرسم این کار خدا نیست؟ با این افکار به مسجد رسیدم. جوشن کبیر تمام شد و روحانی چند دقیقه صحبت کرد. نکته جالب صحبتش این بود که گفت شما برای اینکه جایی مشغول شوید و اطلاعاتی از انجا به شما بدهند، کلی ازمون و مصاحبه و اموزش را باید پشت سر بگذارید. تازه همه چیز را همان اول به شما نمی گویند و به مرور شاید محرم شوید و همه اطلاعات را به شما بدهند. حالا چگونه انتظار دارید اسرار شب قدر و قدرت درک ان را به هر کسی بدهند. برای درک شب قدر باید لیافتش را به دست اورد.سرتان را درد نیاورم. نتیجه ای که بعد از این حرف ها گرفتم به طور خلاصه این است. اول اینکه انچه که تا امروز به ما گفته اند که دین ففط یک سری مناسک و مراسم و عبادت است، درست نیست و به نظر من بخش کوچکی از دین این مسایل است. دوم اینکه دین می خواهد به ما بگوید اول خودت را دریاب و بشناس تا بتوانی خالقت و جهان هستی را بشناسی. سوم انسان بودن یعنی پرهیز از دروغ و ریا و فریب و نیرنگ

برچسب: نویسنده: آوا میرزاپور تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 12:20

چه خوب بود

بعضی وقت ها می شد مرد

و دوباره

چند روز

چند ماه

چند سال بعد

زنده شد و باز

زندگی کرد

بی خیال قبل

مثل یک نوزاد.

کاش می شد مرد

بعضی اوقات

کوتاه

هر چقدرکه

دلمان می خواست.

برچسب: نویسنده: آوا میرزاپور تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 12:20

صفحه بندی